×
×
  • روستای زرگر شهرستان آبیک

  • کد نوشته: 2095
  • ۱۹ شهریور ۱۴۰۴
  • 95 بازدید
  • ۰
  • زبان «زرگری» از کجا آمده است؟ /

    روستای ایرانی با گویشی متفاوت زبان رومانو نام یکی از شاخه‌های زبان هند و اروپایی در ایران است که مردم روستای زرگر واقع در شهرستان آبیک استان قزوین به آن تکلم می‌کنند.

    روستای زرگر در 17 کیلومتری شهرستان آبیک قرار گرفته و جزو روستاهای بخش بشاریات این شهرستان محسوب می‌شود. روستای زرگر 14 کیلومتر مربع مساحت و 200 خانوار و بیش از یک هزار نفر جمعیت دارد و دارای دهیاری و شورای اسلامی است.

    به گفته بزرگان روستای زرگر، نخست بین روستاهای باقرآباد ترک و زرگر فعلی قرار داشته و به دلیل مسائل امنیتی، دامپروری و کشاورزی جا به جا شده و بخش عمده‌ای از آن در زرگر و بخشی هم در روستای باقرآباد ترک قرار دارد. زبان زرگری ترکیبی از زبان رومانیایی و ایتالیایی است و شعبه اصلی این زبان در روستای قشلاق زرگرها واقع در شهریار استان تهران و بنا به گفته برخی افراد در یکی از دو استان آذربایجان شرقی یا غربی نیز به این زبان تکلم می‌کنند. زبان زرگری از زبان‌های خاص است که در کشور در سه منطقه به این زبان تکلم می‌کنند که روستای زرگر شهرستان آبیک یکی از این مناطق است. زبان زرگری زبان کاملی است که دارای دستور زبان است در بیتی از یکی از اشعار ترجمه شده نصرت الله زرگر آمده است: با دشمن دیرین، آشنا [دوست] مشو. به‌ دروغ به سر دوستت سوگند مخور که به زبان رومانو (چیلالو مانوشا آمال ناآستار، هرگاجوسکی نا آن تودا کریستار) می‌شود.

     

    به مسافران نوروزی توصیه می‌شود که در عبور از مسیر شهرستان آبیک سری هم به روستای زرگر بزنند. روستای زرگر در جاده قدیم آبیک به قزوین پس از مجتمع خدماتی و رفاهی باران دارای تابلوی بزرگی است که روی آن نوشته شده به روستای زرگر (رومانو) خوش آمدید. مردم روستای زرگر به شغل دامداری و کشاورزی مشغول هستند و به کشت محصولاتی چون گندم، ذرت و جو می‌پردازند. بنابر این گزارش، در کتاب راهنمای گردشگری استان قزوین با عنوان «قزوین آیینه تاریخ و طبیعت ایران» آمده است که قوم زرگر از شاخصه‌های قومی منطقه شهرستان آبیک است که دارای زبان خاص هستند که اهالی روستا خود به آن رومان‌لویی و مردم منطقه به آن زرگری می‌گویند.

     

    هم ‌ایرانی‌اند هم اروپایی، هم فارسی می‌دانند هم ترکی؛ صورتشان هم شبیه آریایی‌هاست، هم شبیه گلادیاتورها و وایکینگ‌ها، قدشان بلند است و مهربانی‌شان همچون محبت مردم ایل به مهمان‌ها. مسلمان شیعه‌اند، کارشان دامداری و کشاورزی؛ به سبک همه روستاییان، مرغ و خروس و غاز هم نگه می‌دارند؛ بعضی زن‌ها که هنرمندتر از دیگرانند نیز خودشان نان می‌پزند و در مشک، دوغ و کره می‌گیرند و پنیر و ماست می‌بندند. این مردم اما یک راز دارند، یک نکته مبهم تاریخی که مرموزشان می‌کند. مردم روستای «زرگر» زبان مادری‌شان «رومانو» است؛ به زبانشان زرگری هم می‌گویند، اما نه از آن زرگری‌هایی که بعد از هر حرف، «ز» می‌گذارند و زبانشان می‌شود «دزرزوز».

    داستان زبان رومانو بیشتر شبیه افسانه است. زرگری‌ها خودشان هم دقیقا نمی‌دانند متعلق به کجای جهان هستند و چه شد که به ایران آمدند و شدند رومانوی شیعه کشاورز ایرانی که به زبان ترکی هم مسلط است. قدیمی‌های روستا یادشان است که در زمان جوانی‌شان پیرمردی در زرگر بود که تمام حساب و کتاب‌هایش را به زبان روسی می‌نوشت، اما بعد از مرگ او نوشتن به زبان روسی ورافتاد؛ حالا این مردم همه‌شان به زبان رومانو حرف می‌زنند و به لاتین می‌نویسند.

    نویسنده: علی نورزاد
    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *