نشر مهدخت منتشر کرد:
نام اثر: بلوچستان ناشناخته
تالیف:ارنست آیسکو فلویر
ترجمه: استاد ایرج رودگر کیا
مدیر نشر: علی نورزاد
این کتاب یاداشتهایی از سیر و سفر سیاسی و جاسوسی یک تلگرافچی انگلیسی به نام ارنست آیسکو فلویر دستیار و شاگرد جاسوس بزرگ انگلیس به نام فردریک گلداسمیت جداکننده بخش بزرگی از سرزمین کهن و تاریخی بلوچستان و سیستان از ایران است. با اندک دقتی در متون و سطور این کتاب، نکات بسیار مهمی از حقایق پنهان به ما ارائه داده میشود. از جمله شناخت اهداف خاص استعمار در بلوچستان، دامن زدن به اختلافات مذهبی، ایجاد شبهه و القا در میان عام مبنی بر بیهویت کردن فرهنگ مردم بلوچ، پیاده کردن خط مش ظریف سیاسی در ایجاد مشکلات آتی برای مردم بلوچ، ارائه تصویر کذایی از وحشی گری و بیفرهنگی مردم بلوچ که توهین بزرگی به این قوم بزرگ تاریخ ایران است، طرح نقشه برای اهداف درازمدت استعمار و القای تدریجی در ذهن مردم مبنی بر مجزا بودن بلوچستان از ایران با تعاریف مختلف و آموزههای استاد بزرگ خود، فردریک گلداسمیت، تحت عنوان بلوچستان انگلیس، مصرانه در جدایی بخش باقی مانده بلوچستان و مکران مشغول نقشه چینی و فعالیت بود. این جاسوس انگلیسی، به زبان پارسی، عربی، هندی، بلوچی تسلط داشت و از راه شناخت خصوصیات فرهنگی و ضوابط اخلاقی و اجتماعی مردم غیور بلوچ به ویژه در میهمان نوازی و سلوک اخلاقی آنان با افراد بیگانه به خوبی توانست در ماموریت ویژه خود بخش مهمی از اهداف استعماری انگلیس را در منطقه برای سایر دست اندرکاران مامور در اختلاف پراکنی بین مردم باز کند. او بیش از آنکه یک کارمند تلگرافخانه در جاسک باشد، مامور و جاسوس استعمار امپراتوری بریتانیا در ایران بود که برای زمینه چینی و تحقیق در جداسازی سرزمین مکران از ایران فعالیت میکرد و لاینقطع در بلوچستان و مکران به سیر و سفر جاسوسی و اخذ اطلاعات وگزارش آنها به مقامات بالادست دولت انگلیس در هند مشغول بود و زمانی که ماموریت خود را به پایان رسانید، تحت عنوان استفاده از مرخصی معوقه، ایرانگردی را از طریق غرب کشور و از طریق بصره عراق تحت سلطه امپراتوری عثمانی، به سوی بریتانیا ترک کرد و چندی بعد در شهر قاهره مصر تحت سلطه بریتانیا، به استاد خود، سرفردریک گلداسمیت پیوست و سپس به عنوان مقامی بلند پایه در اداره کل تلگراف مصر در قاهره مشغول خدمت شد. وی در سال 1903 میلادی در شهر قاهره درگذشت. کتابی که او در انگلیس به چاپ رساند، چراغ راه آینده برای سایر جاسوسان انگلیس در ایران بود که میباید پس از او به عنوان تلگرافچی وارد ایران شوند و بخش دیگری از نقشههای استعمار انگلیس را در ایران پیاده کنند
روستای ساحلی رمین در نزدیکی چابهار: از باشگاه موج سواری تا تیم اسکیت برد 60 نفره




دیدگاهتان را بنویسید